
امیدوارم خوب باشین همگی
این حرف اخرمه
از همه شما ممنونم که تو این مدت منو با نظراتتون دلگرم به نوشتن کردین
از این به بعد این این وبلاگ دیگه اپ نمیشه ولی...... خیلی خوشحال نشین![]()
از این به بعد من و حسین جونم وبلاگ رو باهم اپ میکنیم البته نه اینو
این ادرسشه که شما از این به بعد تشریف بیارین اونجا خوشحال میشیم
www.irihossein.blogfa.com منتظریم![]()
همه شما رو دوست دارم![]()
![]()
![]()
خوش اومدی عزیزم
قلب من چون پرنده نغمه خوانی است ,
که آشیان در نیلوفر ابی دارد.
قلب من چون درخت سیبی است
که در زیر بار میوه های پرآب,شاخسار خم کرده است
قلب من چون صدف رنگین کمانی است
که بر دریای ارام پیش می راند.
قلب من شادتر از تمام اینهاست
چون محبوبم سوی من امده است.
سریری از ابریشم و پرنیان بر پا کنید.
ان را به ساتن های زیبا و ارغوانی بیارائید
در بطن کبوترها و انارستان ,
و در کنار طاووس های صد چشم جایش دهید,
در میان دانه های انگور طلایی و نقره ای ,
و در برگ ها و زنبق های سیم گون ,تندیس او را بیافرینید.
اری .......
روز تولد حیات من فرا رسیده است
محبوبم سوی من امده است

با عشق دعا کن
اگر با کلمات دعا می کنی ، واژه هایت را از عشق پر کن
و آنها را از اعماق قلبت برای خدا بازگو کن.
وقتی دعا می کنی از ته دل با وی سخن بگو.
به پروردگارت نشان بده که حاضری
تمام وجودت را به پایش قربانی کنی.
راحت و ساده سخن بگو و بگذارتا قلبت هر چه را می خواهد به
حضرت دوست بگوید.
چراغ دلت را روشن نگه دار!!!!!!!!!
عشق باید ماندگار باشد و شرط پابرجایی اش
این است که دایم به آن نیرو بخشی.
یک چراغ نفتی تا آن زمان روشن می ماند که نفت ،
قطره قطره به آن برسد.
وقتی هیچ نفتی نباشد ، هیچ نوری نیست و
زمانی فرا می رسد که معشوقت به تو می گوید :
" تو را نمی شناسم ".
قطره های نفت چراغ عشق ما چیست؟
چیز هایی مانند لذت بردن از زندگی ، صبر، ساکت بودن،
به درد و دل دیگران گوش دادن و................
خدا را در آن دور دست ها جستجو مکن.او در درون توست.
مواظب چراغ دلت باش تا او را ببینی.
گویند درمان سوز عشق، وصال معشوق است
اما چون عاشق و معشوق
یکی شوند
لفظ عشق می ماند و بس


کربلا یعنی تنفس در هوای پاک وحی
سینه را کانونی از تفسیر قران یافتن
کربلا یعنی سرانجام مناسک در منا
ترک سر گفتن, ثواب عید قربان یافتن
کربلا یعنی به دستی جام ( اهلی من عسل)
خویشتن را به شهادت دست و دامان یافتن
کربلا یعنی میان التهاب و تشنگی
آب را در حسرت لبهای عطشان یافتن

است غریبی ... انتظار واژه
واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفته ام.
که چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظارهای فرداهای من
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
می دانم روزی خواهی آمد،
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا
می دانم
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق.
وقتی که به یادت می افتم، به یاد خاطراتت
نامه هایت را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد
و اشک شوق بر گونه هایم روانه میشوند
تنها میگویم همیشه در قلب منی تو
میدانم که باز خواهی گشت ... می دانم!
به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی
به یاد او و او تقدیم به

سلام به همه دوستای خوب خودم
حالتون چطوره؟ امیدوارم که همیشه خوب باشین
این آپ با بقیه آپها فرق می کنه . چرا فرق می کنه؟؟
الان بهتون میگم: این کار سخت معرفی 5 تا از دوستای خوبمه
و این خیلی سخته که از ببن این همه دوست مجبور باشی 5 نفر رو
انتخاب کنی. اما قسمت سخت ترش اینجاست که باید خصوصیات خودمو بگم و
این کا رخیلی سخته
اصلا چه معنی داره ادم از خودش بگه؟؟؟ ولی حالال که شروع شده
مجبوریم که ما هم ادامه بدیم .خوب این 5 نفر از دوستام که اسم می برم:
حسین جونم(بی تو هرگز), محمد(یادت نره دوستت دارم),
صنوبر جون(کوچه پس کوچه های عشق), منتظر عاشق و حسین و لیلای عزیز
برای عزیزم لیلا).
و اما خصوصیات من:
1.معمولا خوش اخلاق ولی خدا نکنه روی دنده بداخلاقی بیافتم.
2.زیادی خوش خنده هستم.(خنده هام بین بچه ها معروفه)
3.سعی می کنم ولخرجی نکنم ولی پول زیاد تو کیفم نباشه بهتره
4.با همه مهربونم دوست دارم بقیه هم با من مهربون باشن
5.خوش خوراک هم هستم (ولی شکمو نیستم)
6.چیزی بر خلاف میلم باشه اصلا تحویلش نمیگیرم
7.عادت دارم ظهر ها هم حتما می خوابم
خوب بسه دیگه .چون دیگه نمیدونم چی بنویسم .
تازه همینا رو هم که نوشنم کلی فکر کردم. پس بقیه هم دست
به کار بشن.ولی همه اون چیزایی که گفتم اگه حسین جونم بود
بهتون می گفت که درسته یا نه؟؟
پس باید صبر کنین تا بیاد
نظر یادتون نره
موفق باشین

دلم تنگ شده است برای طنين صدای مهربانت...
من دلم تنگ شده ، آری دلم اينقدر تنگ شده که
نمی توان از روزنه کوچکش به بيرون از دلم نگاه کنی ..
دلم برای چشمهای سياهت تنگ شده ....
شب ها زمزمه نکردن صدای قشنگت در گوشم عذابی سخت شده...
آری تحمل اين فاصله ديگر برايم از سخت هم مشکلتر شده ...
نازنينم ، قشنگم،دلم برای دوستت دارم هايت نيز تنگ شده ....
دلم اينقدر تنگ و کوچک شده که آن را از
پشت دريچه قلبم قفل زدم

تقدیم به عزیزم که یک ماه شده که پیشم نیست
تو, ببر مرا آنجا , در حصار چشمانت
چون این دلم شده این این بار,بیقرار چشمانت
من اسیر این پائیز,در بهار خود مستم
ببر مرا,آنجا تا بهار چشمانت
در غروب چشمانم,چشم تو طلوعی کرد
این دو چشم من روشن,از شرار چشمانت
قلب عاشقم انگار,در نگاه تو گم شد
تا که من بمانم در, انتظار چشمانت
در حضور تو, ای دوست ,من مژه نخواهم زد
خیره می شوم صد بار در خمار چشمانت
در نبود تو چشمم , چشمه ای شده است انگار
ببر جو به جو آن را, تا کنار چشمانت
ای وجود من از تو, عشق وشعر و اشک من
هر سه از تو اند, آری, از تبار چشمانت
قافیه به تنگ آمد واژه ها همه گنگند!
پشت شعر من خم شد , زیر بار چشمانت

می نویسم
می نویسم از تو , تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت
گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد,
با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست
با تو از اوج غزل خواهم گفت
می نویسم همه هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
تا به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم از تو , تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت
گریه این گریه اگر بگذارد
می نویسم همه با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم از تو , تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت
گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد,
با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست
با تو از اوج غزل خواهم گفت

اَلحَمدُ للهِ الذی جَعَلنا مِن المُتِمَسِکین بِوِلایةِ
علی بن ابیطالب
وَ الأئمةِ المَعصومین عَلَیهُمَ السَلام

بی تو قامت نحیف شب بو ها حتی زیر باران می شکند
بی تو هیچ رودی به فکر دریا شدن نیست
بی تو حتی ماه هم در شبهای تنهایی ام
رغبت نمی کند سری به من بزند.
بی تو تمام پرستوهای عاشق بی آشیان می شوند.
بی تو هوای چشمانم همیشه بارانی است

تو را مانند شبها دوست دارم
مثال خواب و رويا دوست دارم
تو را مثل اقاقي هاي عاشق
تورا مانند گلها دوست دارم
زلالي مثل يک قطره ز دريا
تو را چون موج دريا دوست دارم
قشنگي مثل حس مبهم شعر
تو را اي حس زيبا دوست دارم
تو تنها اختري در آسمانم
تو را اي خوب تنها دوست دارم
تو را اي واژه ي زيباي خلقت
تو را اي "عشق بي تا"دوست دارم
شدم سر کش مثال ذات آتش
تورا بي ترس و پروا دوست دارم
تورا مثل کبوترهاي بي بال
ميان بار غمها دوست دارم
در ميهماني من و دل ،ديشب
همه چيز مهيا بود:
خستگي
دلتنگي
گريه و گيتار و پريشاني جان
خواب...
و فقط يك چيز نبود:
شانه هايت...

بگو که گل نفرستد کسی به خانه من
عطر یاد تو پر کرده آشیانه من که
تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی
به جای ماه تو پرتو فشان به خانه من
به شوق روی تو من زنده ام خدا داند م عزیز
برای زیستن اینک تویی بهانه من
![]()
یک شبی بی بهانه می آیم
بی غزل بی ترانه می آیم
آسمان هم اگر ببندد راه
زار و خسته
غریبانه می آیم
یک شبی تا سحر کنم غوغا
در پی ات بی نشانه می آیم
چشم بر هم نمی نهم تا صبح
سوی تو سوی آشیانه می آیم